7 دلیل تبدیل شدن آزادکار ها به مشاور بودن

اخیرا” با یک مربی کار آزموده ای برخورد داشتم که 30 سال تجربه در زمینه فریلنسینگ در طراحی گرافیک داشت. از او خواستیم که یک توصیه به کسانی که در فریلنسینگ جدید هستند بکند و او گفت: آزادکار تازه کار باید به راه هایی فکر کند که او را به سمت مشاور شدن سوق دهد. همانطور که در مورد خودش توضیح می داد، متوجه شدم که من دقیقا” همان کارهایی که او می گفت را انجام داده ام، فقط نسبت به آن ها آگاه نبودم. به عنوان کسی که در حال حاضر در فضای مشاوره قرار دارم، متوجه می شوم که چرا هر دلیلی که برای استدلالش ارائه داد، درست و دقیق بود. در اینجا به 7 نکته ای که می گوید چرا هر آزادکار نیاز به مشاور شدن دارد اشاره می کنم.

دلیل اول : شما به عنوان آزادکار اساسا” در حال حاضر یک مشاور هستید، پس مانند آن ها رفتار کنید

مربی ام به این موضوع که هر فریلنسری یک مشاور است اشاره کرد اما آن ها خودشان را این گونه نمی بینند و در نتیجه به میزانی که باید درآمدشان را بالا ببرند این کار را نمی کنند، به این موضوع فکر کنید. به عنوان آزادکار شما برای مهارت و حرفه ای که دارید استخدام شدید، مشکل اینجاست که بیشتر دورکارها این گونه به موضوع نگاه نمی کنند. آن ها خود را  شخصی می بینند که برای انجام یک مهارت خاص استخدام شده است اما در نهایت همه ما می دانیم که چه پیش خواهد آمد. شما برای مهارتی که دارید استخدام شدید و قبل از این که این را بدانید از آن مهارت استفاده ای نکرده اید و مشتریتان به شما گفته است که چه کاری باید انجام دهید. این زمانیست که یک آزادکار بدون این که خودش متوجه شود تبدیل به یک مشاور شده است.

دلیل دوم : شما به عنوان فریلنسر تبدیل به یک مشاور شوید و مانند یکی از آن ها پول بگیرید

هر کسی که مشاوره را جدی بگیرد می تواند در آمد قابل توجهی داشته باشد. فقط یک کارشناس مشاور بازاریابی می تواند پول بیشتری نسبت به آخرین کار من در سال اخیر پرداخت کند. و بازهم مشکل همین است که آزادکار ها، تمایل دارند خود را فردی ببینند که دارای فقط یک مهارت هستند. به این ترتیب آن ها به جای این که برای حرفه ای بودنشان پول دریافت کنند فقط برای یک مهارتشان دریافت می کنند. اگر یک آزادکار شرایط مشاور شدن را داشته باشد، به سرعت خواهند فهمید که می توانند پول بیشتری دریافت کنند و به قحطی شان پایان دهند.

دلیل سوم : زمان ما با ارزش ترین چیزیست که در اختیار دارید

به عنوان آزادکار ، این که هر پروژه ای چقدر زمان می برد، به قبول پروژه ی دیگر و کار بیشتر بستگی دارد. مشاورها این را می دانند، برای همین هم برای کاری که انجام می دهند پول زیادی دریافت می کنند.

روال دائمی فریلنسر

دلیل چهارم : افکار آزادکار گران قیمت است

آیا تا به حال یک مشتری آزادکار داشته اید که خواستار برقراری ارتباط با شما باشد؟ یا مشتری که توصیه های شما را بخواهد بداند؟ اگر این گونه بوده قطعا” شما به قلمرو مشاورها متصل شده اید. تمام این موارد به معنی از دست دادن افکار شما و هم چنین پول شماست. اول به این دلیل که شما را از مشتریان دیگر دور می کند و دوم به این دلیل که افکار شما ارزش بالایی دارند. شما پول، زمان و تمام تلاشتان را می گذارید تا به یک آزادکار با مهارت تبدیل شوید. به احتمال زیاد برای ادامه دادن و بهبود بخشیدن کارتان نیاز به پول دارید. خوب این به چه معناست؟ به این معنا که باید مشاور شوید و برای دریافت پول بیشتر درخواست کنید.

دلیل پنجم : این تغییر ذهنیت به شما کمک می کند که از دورکار به صاحب کسب و کار تبدیل شوید

قبلا” در مورد تفاوت بین آزادکار و صاحب کسب و کار صحبت کرده ایم. یکی از آن تفاوت ها این است که صاحب کسب و کار خودش را یک کارگر نمی داند. آن ها به کسب در آمد بر اساس ارزششان، مقیاسی که برای کار دارند و گسترش کسب و کارشان فکر می کنند. وقتی یک آزادکار از نظر روانی به مشاور تبدیل می شود، به آن ها کمک می کند که ذهنیت بهتری از کار فرما شدن پیدا کنند. ممکن است اکنون به عنوان مشاور شروع کند اما در نهایت می تواند به محصولات و خدماتی تبدیل شوند که به راحتی مقیاس پذیر باشند مثل محصولاتی که بر اساس اطلاعات شما بوجود آمدند. هدف این است که فقط به سمت مالکیت کسب و کار حرکت کنید و به یک مشاور تبدیل شوید- حتی به صورت ذهنی- تا بتواند به شما کمک کند.

دلیل ششم : اگر برای خودتان ارزش قائل شوید، دیگران هم برای شما ارزش قائل می شوند

من دوره های آموزشی زیادی برای صاحبان مشاغل برگزار کرده ام. چیزی که متوجه آن شدم این بود که اکثر مردم برای خودشان، کار و حرفه شان ارزش قائل نمی شوند. این باعث می شود که پول کمی دریافت کنند یا هیچ وقت نتوانند معامله ای انجام دهند. حقیقت این است که اگر می خواهید دیگران شما را جدی بگیرند، باید بتوانید خود را جدی بگیرید. یک راه برای شروع انجام این کار، این است که خودتان را به جای آزادکار ، یک مشاور بدانید. در موردش فکر کنید. اگر به وضعیت فروشی برسید که خودتان در آن کار می کنید، احتمال بیشتری برای معامله کردن وجود دارد و این مربوط به چیزهایی که در ملاقات ها می گویید نمی شود بلکه به انرژی که شما دارید بستگی دارد. می توانید بگویید که برای کارتان ارزش قائل هستید اما اگر براساس آن پول دریافت نکنید و کسب در آمد نداشته باشید یا مهارت و حرفه تان را به اشتراک نگذارید، آن موقع آنقدرها هم که خودتان می گویید کارتان ارزش ندارد. این به کار و تلاش زیادی نیاز دارد و ممکن است اوایلش بسیار مشکل باشد اما همین که شروع کنید و خود را به جای آزادکار ، یک مشاور بدانید کمک زیادی به شما خواهد کرد.

دلیل هفتم : در هر صورت دیگران از شما درخواست مشاوره می کنند

وقتی به یک سطحی از کسب و کار آزادکاری برسید، دیگران شروع به پرسیدن سوال و پیشنهاد از شما می کنند. اگر این اتفاق برای شما افتاد بار دیگر هم به حیطه ی مشاوره متصل شده اید. حتی اگر این اتفاق تا به حال برای شما نیفتاده است خواهد افتاد، برای همین است که آزادکار ها هرچه سریع تر باید به فکر مشاور شدن بیفتند.

دورکاری و تبدیل به مشاور

کلام آخر

اگر آزادکار هستید بهتر است به مشاور شدن فکر کنید. وقتی این کار را انجام دهید می توانید پول بیشتری به دست بیاورید، به سمت مقیاس پذیری حرکت کنید و در نهایت از قحطی جلو گیری کنید.

مطالب مرتبط

نظرات کاربران

نظرات کاربران درباره‌ی این خدمت. شما هم می توانید نظر خود را ارسال نمایید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *